تبلیغات
هر چی تو بخوای - عکس و گفتگوی جدید با ترلان پروانه بازیگر نوجوان

عکس و گفتگوی جدید با ترلان پروانه بازیگر نوجوان

جمعه 28 بهمن 1390  01:38 ق.ظ

نوع مطلب :بازیگران زن ایرانی ،


 برترین ها:  ترلان پروانه، بازیگر نوجوانی است كه از وقتی دختر كوچكی بود و در سریال‌هایی مانند «زیر تیغ» بازی می‌كرد، او را می‌شناختیم. او كه سوم راهنمایی است و این روزها هم درگیر امتحان‌هاست، در سریال «تا ثریا» ساخته سیروس مقدم، نقشی چند سال بزرگتر از سنش را بازی می‌كند و این را باید اولین تجربه بازی او در نقش بزرگسال دانست. با او گفت‌و‌گویی درباره «تا ثریا» و حال و هوای این روزهایش به عنوان دختری نوجوان داشتیم.



کمک پدر و مادرم

مادر من علاقه زیادی به بازیگری دارد و حتی مدتی قبل از ازدواج در زمان دانشجویی در تئاتر فعالیت‌های هنری انجام می‌داده. او و پدرم بزرگ‌ترین مشوق‌های من بودند. به همین دلیل وقتی برای اولین بار در 3 ‌سالگی خانمی در فرودگاه من را دید و به مادرم پیشنهاد بازی من را در یك تیزر تبلیغاتی داد، مادرم با علاقه قبول کرد. بردن و آوردن و مواظبت از من سر صحنه، به خصوص وقتی خیلی كوچك بودم، برای مادر و پدرم زحمت زیادی داشت، اما آن‌ها به عشق این‌كه من روزی هنرمند بزرگی شوم، همه این سختی‌ها را قبول كردند. آن‌ها همیشه با من سر صحنه بودند و حتی وقتی مادر و پدرم نمی‌توانستند بیایند برایم پرستار می‌گرفتند و او را با من سر صحنه می‌فرستادند تا تنها نباشم و ساعت‌های بین كار با او بازی كنم و كارهای شخصی‌ام را انجام دهد. برای مادرم مهم بود كه من علاوه بر بازی، بچگی‌ام را از دست ندهم. شاید برایش سخت بود اما همیشه اسباب بازی‌هایم را با خودش سر صحنه می‌آورد و با من بازی می‌كرد تا من پشت دوربین خیلی سرگرم بزرگ‌ترها و دنیای آن‌ها نشوم. مادرم من را در كلاس‌های مختلف ثبت‌نام كرد و من به جز بازیگری هنرهای دیگری هم بلد هستم مثلا پیانو می‌زنم و ورزش‌های مختلف انجام می‌دهم. خانواده‌ام به   من یاد دادند فقط به چهره تكیه نكنم و سعی كنم شایستگی‌های دیگری هم داشته باشم. من علاوه بر بازیگری از بازیگران بزرگی مثل خانم فاطمه معتمدآریا و آقای پرویز پرستویی و دیگر بزرگانی كه با آن‌ها همكاری كردم، اخلاق و رفتار كار را هم یاد گرفتم. مادرم به من می‌گفت به این بزرگان نگاه كن و از آن‌ها اخلاق و رفتار شایسته یك هنرمند را یاد بگیر. من حتی به لباس پوشیدن آن‌ها هم دقت می‌كردم تا ببینم یك بازیگر حرفه‌ای چطور باید بپوشد. كتاب هم زیاد می‌خوانم و فیلم هم خیلی می‌بینم و سعی می‌كنم از كتاب و فیلم هم یاد بگیرم. اما از همه چیز مهم‌تر برایم درسم است و دلم می‌خواهد در یكی از رشته‌های تجربی ادامه تحصیل بدهم. خدا را شكر با این‌كه كار می‌كنم توانستم همیشه نمرات خوب بگیرم و  از درس‌هایم عقب نمانم. من برای این‌كه بازیگر شوم خیلی زحمت كشیدم. من كه یادم نمی‌آید ولی مامانم تعریف می‌كند 4-3  سال بیشتر نداشتم كه برای یك تیزر شامپو هر روز ساعت‌ها كار می‌كردم و گاهی چند ساعت پیشانی‌ام عرق می‌كرد. خیلی كوچك بودم و این كارها برای یك بچه در آن سن خیلی سخت است.





معدلم خوب است مدرسه سخت نمی‌گیرد

این روزها چه كار می كنی؟

به شدت درگیر امتحان‌ها و درس‌هایم هستم. سوم راهنمایی همین‌طوری سخت است چه برسد به این‌كه من به خاطر سریال «تا ثریا» كلی هم عقب ماندم و باید جبران كنم.

چه شد این كار را با توجه به این‌كه از سن واقعی خودت هم بیشتر است، قبول كردی؟

وقتی آقای مقدم نقش عسل را به من پیشنهاد كرد، گروه كارشان را شروع كرده بودند و فقط این نقش انتخاب نشده بود. از من خواستند یك روز بروم سر لوكیشن و صحبت كنیم. بعد آقای مقدم من را برای نقش عسل پسندید و من هم چون خیلی به كار او اعتقاد دارم و به عنوان كارگردانی حرفه‌ای برای‌شان احترام قائلم، با كمال میل با این‌كه نقش از سن واقعی خودم بیشتر بود، پذیرفتم.

این كار دقیقا هم‌زمان با شروع سال جدید تحصیلی بود. نگران درس و مدرسه‌ات نبودی؟

خب برای من كه از بچگی در این كار بودم دیگر برایم عادت شده البته مدرسه هم سختگیری‌های خاص خودش را دارد اما من چون معدلم خوب است و غیبت‌هایم را جبران می‌كنم معمولا خیلی سخت نمی‌گیرند و سعی می‌كنند درك كنند. چون كارم را خیلی دوست دارم زیاد نگران غیبت‌هایم در مدرسه نمی‌شوم.

در «تا ثریا» نقشی در گروه سنی متفاوت را تجربه كردی،  چه حس و حالی داشت؟

تجربه یك نقش متفاوت و جدید را خیلی دوست داشتم و خوشحالم كه این كار را قبول كردم. نقش عسل یك مقدار از سن واقعی خودم بزرگتر بود اما كار با آقای مقدم و خانم حاجیان و بقیه گروه را دوست داشتم و سختی آن را زیاد احساس نكردم. من نكات زیادی در بازی و رفتار و اخلاق كاری از این گروه یاد گرفتم.

سیروس مقدم با تو سختگیر بود؟

آسان كه نمی‌گرفت اما نمی‌توانم بگویم سختگیر بود. فكر می‌كنم به هر حال دوست داشت و همه سعی‌اش را هم می‌كرد كه كار را به نحو احسن انجام بدهد. البته سرعت كار طبیعتا بالا بود اما این باعث نمی‌شد او از پلانی سرسری بگذرد.

تمرین‌های‌تان به چه شكل بود؟

تمرین به خصوصی نداشتیم. فقط قبل از هر پلان معمولا با خانم حاجیان یا بازیگران دیگری كه نقش مقابلم بودند و دستیارهای آقای مقدم، فیلمنامه را می‌خواندیم و تمرین می‌كردیم و بعد شروع به فیلمبرداری می‌كردیم.



نمی‌شود فقط تابستان‌ها سر کار بروی؟!

تفاوت سبك زندگی‌ات با بچه‌های دیگر باعث اذیت تو نمی‌شود؟ در مدرسه مشكلی نداری؟

همیشه سعی می‌كنم رفتار عادی مثل همه داشته باشم ولی خب بالاخره یكسری بچه‌ها مخصوصا سال پایینی‌ها خیلی علاقه نشان می‌دهند و دائم می‌آیند سوال می‌پرسند و ... اما ناظم‌های مدرسه سعی می‌كنند آن‌ها را كنترل كنند تا نظم مدرسه را به هم نزنند. اما من با همه باادب رفتار می‌كنم چون بالاخره لطف دارند كه من را دوست دارند و علاقه نشان می‌دهند. معلم‌ها هم مثل بچه‌های دیگر با من رفتار می‌كنند البته گاهی واقعا كار من را درك نمی‌كنند و مثلا می‌گویند نمی‌شود فقط تابستان‌ها سر كار بروی؟ یا درس‌هایت را ببر سر كار بخوان. یعنی متوجه نمی‌شوند كار ما چطوری است.

وقتی سر كار هستی دلت برای مدرسه تنگ می‌شود؟

برای درس كه نه خیلی ولی برای دوستانم دلم تنگ می‌شود.

بیشترین تفریحت چیست؟

من كه اینقدر یا سر كار هستم یا درس دارم كه وقتی برای تفریح ندارم اما كتاب خواندن و فیلم دیدن را خیلی دوست دارم. عاشق فیلم‌های ژانر وحشت هستم. یك بار هم فیلمی با نام «عروس غریبه» در این ژانر بازی كردم كه پخش نشده.

تا به حال به جز «تا ثریا» كار دیگری هم بزرگتر از سن‌ات پیشنهاد شده؟

بله، نقش حضرت آمنه در فیلم «محمد (ص) » آقای مجید مجیدی به من پیشنهاد شد كه بزرگتر از سنم بود و اتفاقا از نقش‌های اصلی كار هم بود. رفتم تست گریم هم دادم اما آقای مجیدی گفتند هنوز برای این نقش كم سن هستی. من 13 سالم است و نقش ایشان 19 ساله بود. اما گفتند احتمالا برای نقش دختر نوجوانی در قسمت‌های بعدی این مجموعه از تو استفاده می‌كنیم. همین كه من را برای این نقش دعوت كردند و تست گریم دادم، باعث افتخارم است.



در چهار سالگی به دار آویخته شدم

«زیر تیغ» هم یكی از سخت‌ترین تجربه‌های كاری من بوده و هم یكی از بزرگترین شانس‌های زندگی كاری‌ام. یادم هست در دفتر آقای هنرمند بودیم. در راه پله او را دیده و گفتم شما چقدر شبیه آقای پرستویی هستید. از همان جا آقای هنرمند از برخورد من خوش‌شان آمد و من را برای «زیر تیغ» انتخاب كردند. خانواده‌ام هم از این كه قرار بود من كاری را با پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا، فریبا جودی‌كار، نگار جواهریان و ... بازی كنم فوق‌العاده خوشحال بودند. فقط آن صحنه‌ای كه اول فیلم پدرم خواب می‌دید من به دار آویخته شدم، برای مادرم خیلی سخت بود. یادم هست موقع ضبط آن صحنه هم خیلی اذیت شدم. آقای پرستویی زیر طناب‌دار ایستاده بودند و به محض این‌كه من را پایین می‌آوردند بغلم می‌كرد. خیلی ناراحت بود من كه دختر بچه كوچكی بودم و 5-4 سال بیشتر نداشتم باید این صحنه را بازی می‌كردم. من را با یك تاپ كشی به شاخه درخت وصل كرده بودند و فشار كش‌ها قسمت‌هایی از تنم را كبود كرده بود. مادرم هم وقتی این صحنه را دید خیلی ناراحت شد مخصوصا كه یاد عذاب من موقع فیلمبرداری افتاد. اما در كل «زیر تیغ» را خیلی دوست داشتم و گروه بسیار خوبی داشت مخصوصا آقای پرستویی و خانم معتمدآریا خیلی مهربان بودند.



روی سینما نمی‌شود حساب کرد

تصمیمت برای آینده چیست؟ می‌خواهی بازیگر بمانی یا شغل دیگری را در نظر داری؟

بازیگری را كه قطعا كنار نمی‌گذارم اما به عنوان رشته اصلی هم ادامه نخواهم داد و كنار درسم آن را دنبال خواهم كرد. یعنی نمی‌خواهم رشته تحصیلی‌ام بازیگری یا سینما و هنرهای نمایشی و این چیزها باشد.

چرا؟ تو كه می‌گویی به كارت علاقه داری؟!

چون هنر و به خصوص بازیگری كاری است كه نمی‌توان خیلی روی آن حساب كرد. یعنی امن و قابل اعتماد نیست.

چرا این را می‌گویی خیلی بازیگرهای حرفه‌ای داریم كه كارشان همین است و با همین بازیگری زندگی می‌كنند؟

من چون از بچگی در این كار بودم و با بازیگران سرشناسی مثل آقای پرستویی و خانم معتمدآریا و خانم حاجیان و ... كار كردم، درس‌های زیادی در این كار گرفتم و واقعا به این نتیجه رسیدم كه خیلی نمی‌توان روی این كار حساب كرد.

از چه نظر نمی توان روی آن حساب كرد؟ امنیت شغلی ندارد؟ امنیت مالی ندارد؟

نه، روی پیشنهادهای آن نمی‌توان حساب كرد. معلوم نیست چه جور فیلم‌هایی ساخته شود و آیا پیشنهادهای خوب داشته باشی یا نه. بعد هم این كار خیلی سخت و بی‌برنامه است. مثلا من همین الان خیلی كلاس‌ها می‌روم و سعی می‌كنم هنرهای دیگری مثل پیانو و ... را یاد بگیرم اما همیشه كارم برنامه كلاس‌هایم را به هم می‌زند و نمی‌گذارد زندگی منظم و درستی داشته باشم. نمی‌دانم اما شاید همین بی‌نظمی هم یكی از دلایل تردیدم در این‌كه بازیگری شغل اصلی‌ام در آینده باشد، است.

چه چیزهای در قبول یك پیشنهاد برایت مهم است؟

كارگردان، بازیگرهای دیگر و فیلمنامه.



یك بازیگر همه فن حریف

من برای ارتقای كار بازیگری‌ام خیلی تلاش كردم و انواع هنرها و فن‌ها را فقط به خاطر اینكه بازیگر تواناتری باشم، آموختم. فن بیان، زبان بدن، موسیقی، هنرهای رزمی، سواركاری و ... را یاد گرفتم تا در حرفه‌ام آماده‌تر باشم. این در حالی است كه درس و مدرسه ام هم همیشه در كنار كارم بوده. من فقط 3 سال و نیم داشتم كه وارد این كار شدم. شروع كارم را حتی به یاد نمی‌آورم. مادرم تعریف می‌كند كه خانمی در فرودگاه ما را دیده و به مادرم پیشنهاد داده من در تیزری تبلیغاتی بازی كنم. بعد شماره ما را گرفته و خیلی اصرار و پیگیری كرده تا این‌كه مادرم راضی شده. مادرم خیلی دوست داشته من بازیگر شوم. پدر و مادرم برای موفقیت من در این كار خیلی تلاش و از خودگذشتگی كردند و از خیلی چیزها به خاطر موفقیت من گذشتند. هیچ وقت من را سر صحنه تنها نگذاشتند و حتی وقت‌هایی كه خودشان نمی‌توانستند با من باشند، پرستاری را همراهم می‌فرستادند تا تنها نباشم. الان به خاطر محبت‌های‌شان از آن‌ها متشكرم. هر چند یك بازیگر كودك سختی‌های زیادی را تحمل می‌كند و اصولا كار كردن مثل آدم بزرگ‌ها برای بچه‌ها سخت است اما چون كارم را دوست دارم فكر می‌كنم ارزشش را داشته. خدا را شكر نتیجه زحمت‌هایم را هم گرفتم. همین امسال در جشنواره كودك و نوجوان اصفهان برای ایفای نقش اصلی فیلم «پیشونی سفید» تندیس بهترین بازیگر دختر را دریافت كردم.

نوشته شده توسط: موج | آخرین ویرایش:- | نظرات ()